پاتوق دختر پسرا روزنامه ی اینترنتی بادرود خبرنامه هفتگی بابافارس ناگفته هاي رابطه زناشويي مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي    

موضوع: شعر عاشقانه


تبليغات

  گل من

گل من
توی فنجون های قهوه اثری از تو ندیدم
باورم نمی شه اما که تو نیستی حتی یادم
باورم نمی شه رفتی دیگه نیستی در کنارم
گل من چرا گذاشتی منو تنها با خیالم
دیگه دنیا رو نمی خوام دیگه فردا رو نمی خوام
وقتی نیستی تو کنارم دیگه من هیچی نمی خوام
از خدا تو رو می خواستم شب و روز با گریه و اه
باورت نمی شه اما شبا با گریه می خوابم
دیگه فنجون های قهوه واسه من رنگی نداره
اخه اونم دیگه در خود اثری از تو نداره


 

  نوشته: الیاس    تاريخ:  جمعه ۲۳ مهر ۸۹

  حسرت

با وجود همه ی حسرت و دلبستگی ام

میروم ، تا که خیالت  نشود  زندگی ام

میروم تا ز من و عشق من  آسوده شوی

تا" شکرخند" زنی،از من و از سادگی ام

 میروم  تا   نزنی "  ناوکِ غم "  بر  دل  من

تا که درمان شود این زخم و رَوَد خستگی ام


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  پنجشنبه ۱۳ آبان ۸۹

  میان موجی از احساس

شبی تنها

میان موجی از احساس

نوشتم قصه ای زیبا

ز شبهای غم و باران

نوشتم خاطراتم را


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  پنجشنبه ۱۳ آبان ۸۹

  وقتی یک ریاضی دان عاشق می شود

شعری از پروفسور هشترودی

منحنی قامتم، قامت ابروی توست
خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی توست

 


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  سه شنبه ۲۵ آبان ۸۹

  زمستان

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت، سرها در گریبان است


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  پنجشنبه ۹ دی ۸۹

  افتاب


نشانده‌اي مرا كنون به زورقي ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها مرا ببر اميد دل‌نواز من ببر به شهر شعرها و شورها/ به راه پُر ستاره مي‌كشاني‌ام.....
آفتاب می شود

نگاه کُن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایۀ سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  پنجشنبه ۱۹ اسفند ۸۹