
| پاتوق دختر پسرا | روزنامه ی اینترنتی بادرود | خاطرات و دست نوشته هاي شما | ناگفته هاي رابطه زناشويي | مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي |
موضوع:
باداباد-الهه ناز
لا لا لا لا مال اوست.گل نازم، مال اوست.گريه زارم ،مال اوست.رشيد دل، مال اوست.آه خونه ،ناله وشيدا، مال اوست.تب ورنجش، قصه غصه، مال اوست.سحر كودك ،سحر خوابي، مال اوست.رنجش وپيچش، درد ودرمان، مال اوست. سردي ايام،مال اوست.
شب وروز نگاهش يكسره روي توست.و با هر نگاهش درياي عشق را به وجودت هديه مي كند.هزاران نازكتر از گل تو را بوسد و ناز كند اما دريغ از لطف تو.خوابش براي خواب نمودن تو بود و يك بار براي خوابش فرياد مستانه ات را كم نكردي.درد خونه و توهين را به خنده عارفانش خريد .همه نقص و كاستي رفتار وكردار را به غرور جواني تو گره زد.دوستت داشت بدون اينكه فهم فهميدن را داشته باشي.دستهايش غرق در خار آسايش تو بودولي هيچ خاري به پاي آسايش او شليك نكردي.گرمي،هديه سردي ايام او بود.جادويش خور و خواب وخشم تو بود.بهشتش داستان كودكي تو و تو وتو بود.شمع دلش براي تو بود وبس.عقلش سراسردر فهم تو بود وبس.مهرش در كمال نثار تو بود وبس.سوخت و ساخت،يخ شدو آب،دود شد ونابود،فنا شدو بدرود چون او مادر بودو مادر بودو مادرو مادر... .
تو============من.
به شفارش باداباد
|
|