
| پاتوق دختر پسرا | روزنامه ی اینترنتی بادرود | خاطرات و دست نوشته هاي شما | ناگفته هاي رابطه زناشويي | مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي |
موضوع:
دست نوشته های باداباد
پرستيژ
جذاب ترين لغت براي نامگذاري است.لغتي بر گرفته از فرهنگ غير ايراني اما شايد با كلاس!اساس اين كلمه معمول در كنار ميز رياست است.چرا اين كلمه با كلاس شده؟يا باكلاس نبود ونيست؟ به بحث نیاز دارد. اما در ذهن ما كلمه پرستيژوپرستيژدار چنين حك شده است كه فردي است با كت وشلواروپيرايش كرده وبه قولي صاف وسانتال!باداباد اي باداباد!!!
مديران پرستيژ دار مديري است كه تيپ و ظاهر آراسته اش موجب شده است كه مديريتش فقط در لباسش انجام دهدكه نه همين لباس زيباست نشان آدميت.باداباد!گروهي با گرفتن كوچكترين ميز رياست،حرف زدن باهاشان سخت است چرا كه غافل شده اند كه كي بودند؟كي ميشن؟كي هستن؟جواب را بر حسب نوع لباسي كه طرف مقابل پوشيده ميدهند!يعني به هيچ صراطي به خود نمي قبولانند كه با يك انسان حرف ميزنند.اينان مدير نيستند بلكه البسه بين هستند!!باداباد!
گروه ديگر از پرستيژ مداران به نگاهشان گروهي جلوه ميدهد كه بتواندقدر قدرت باشد وبا اعمال نفوذ شايد، آينده را به سود خود ثبت كنند ونوع دستگاه يا سيستم به صورت كلي در تصميم گيري آنها تاثير گذار است.اينان مدير نيستند بلكه كرسي بين هستند!!باداباد!
گروه ديگر انسانهاي هستند كه پرستيژ خود را از خدا گرفته اندو انسان را بدون در نظر گرفتن رنگ،اندازه،گروه،جناح،شغل،لباس،نظر وشخصيت نگاه ميكنندو آنچه وجدان پاك آنهاست عمل ميكنند.اينان مديرننداينان انسان بينند.درود خدا بر اينان.بادابادابادابادا ......باداباد!
باداباد به كليه مديران تشريفاتي توصيه ميكند مردم به ويژه ارباب رجوع شايسته نهایت احترام میباشند.پرستيژ بد نيست اگر تشريفات نشود.
|
|
Copyright © 2007 ParsFile. All Rights Reserved | Designed by Pars Design Group
Privacy Policy | Terms of Use | XHTML | CSS