پاتوق دختر پسرا روزنامه ی اینترنتی بادرود خاطرات و دست نوشته هاي شما ناگفته هاي رابطه زناشويي مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي    

« متن سنگ قبر | صفحه اصلي | داستان خویشاوند الاغ »
 

تبليغات

  عجب دست فرمونی داشت

موضوع: جک های بلند

عجب دست فرمونی داشت

* یه جاهل واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت!  يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من!

وای عجب  چه گندی می داد!           نامرد عجب دستفرموني داشت!


*يه زنه با يه ماشين شيک داشته مي رفته که چشش به يه مردهء لاغر مردني مي افته سوارش مي کنه و ميبردش خونه!! مرده هم خوشحال ميشه و با خودش ميگه خدا رو شکر ما هم به يه نون و نوایي رسيديم!!!زنه ميگه لخت شو تا من بيام.!! ....... بعد از چند دقيقه زنه دسته پسرشو ميگيره و مياره تو ميگه:ببين پسرم اگه غذا نخوري مثل اين آقاهه ميشي ها!!

نظرات(1)

دادا :


وا دادا خیلی کمه و خیلی ضایع بید
باشه دادا میزارم برات

نوشته شده توسط دادا | July 22, 2010 1:58 PM


ارسال نظر

(توجه داشته باشيد كه نظرات شما بعد از تاييد مسئول سايت در سايت قرار مي گيرد.)

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  پنجشنبه ۳۱ تیر ۸۹