پاتوق دختر پسرا روزنامه ی اینترنتی بادرود خاطرات و دست نوشته هاي شما ناگفته هاي رابطه زناشويي مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي    

« گریه ی زن | صفحه اصلي | اندره ژید »
 

تبليغات

  شعر جزیره ( سیاوش)

موضوع:

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا


تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لبه دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره
می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

منبع: وبلاگ آژاده




ارسال نظر

(توجه داشته باشيد كه نظرات شما بعد از تاييد مسئول سايت در سايت قرار مي گيرد.)

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  دوشنبه ۱۰ خرداد ۸۹