علمي فرهنگي هنري بادرود سرزمين مهر و ميترا خاطرات و دست نوشته هاي شما ناگفته هاي رابطه زناشويي مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي    

موضوع: جک های کوتاه


تبليغات

  يه روز يک دیوونه میره استخر مي پره

يه روز يک دیوونه میره استخر مي پره

*یکی می خواسته زير بارون خيس نشه ، هی جاخالی مي داده .


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  یکشنبه ۹ اسفند ۸۸

  جک های بابا حیف نون

از حیف نون می پرسن: شما همیشه لکنت زبان دارین؟
حیف نون می گه: ن ن نه... ف ف ق ق ط و و ق ق قتی حرف می زنم!
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!


 

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  دوشنبه ۲۴ اسفند ۸۸