موضوع: دست نوشته های بابا فارس
سلام
امشب بسیار خوشحالم و این خوشحالی دو تا علت داره یکی اینکه بعد از یک ماه هم حال خودم بهتر شده هم اینکه سیستمم بلاخره درست شد ومشکل اصلی سایت بر طرف شد ضمنا از دوست خوبم که توی این رفع مشکل به من کمک کرد تشکر از خودم در وکنم
از دوستان عزیز میخوام که اگر خاطره یا دست نوشته دارن برای من بفرستن تا با نام خودشون بزارم
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
سه شنبه ۱۳ مرداد ۸۸
|
کوچههای سامرا، چراغان میلاد کسی است که با آمدنش، حجت را بر زمینیان تمام میکند. او میآید و فرشتگان مقرب، با کاسههایی از آب و شکوفه، به چشمروشنی نرجس میآیند. میآید و جهان به پیشوازش میشتابد با سبدهایی از یاس سپید. ای موعود دلهای خسته! تو میآیی و روزهای پیرمان، جوانی از سر میگیرند. کجاوه بهار، فرود میآید در کوچههای پر درخت انتظار. بازگرد تا دیوار بلند انتظار، فرو بریزد، تا پنجرهها به سمت روشن ظهورت گشوده شوند و سینهسرخان غریب، بر بام عدالتت ترانه آشنایی سر دهند. ای مسافر سالها! بیتو لحظههایمان در غبار فراموشی مدفون است. بیحضورت، زندگی، تکراری است بیهوده که تیغهای رخوت بر تاروپودمان میزند. تو در کجای زمان پنهان شدهای که ثانیههامان به جستوجویت از پا افتادهاند؟ باز آی که صبر از کف داده و رنجور، کوچههای انتظارت را به مویه نشستهایم.
دست نوشته های خود را جهت درج در سایت به ایمیل ما ارسال نمایید
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸
|
هر روز که از خواب بیدار میشم با عجله می رم سر کار می گم خوب حالا که نرسیدم یه چایی یا صبحانه ای بخورم می رم اونجا نون وچایی می خورم ولی می بینم ای دل غافل امروز هم اب قطعه و از چایی که خبری نیست هیچ ابی هم نیست که نوش جانت بکنی حالا از این گذشته تا ظهر باید باد بزن دستت بگیری و باد خودت رو بزنی حالا اینو ولش همکارای خانم بدتر با این همه روسری و چادر چه گناهی کردن به هر حال امیدوارم این اتفاق که توی این چند روزه افتاده دیگه نیفته و اب شهرمون قطع نشه
دست نوشته های بابا فارسی

نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۸۸
|
خوشخیالی
روزی از کوچه مان می گذشتم دیدم پر از گل و آشغال است از ش پرسیدم ؟ کوچه چرا به خودت نمی رسی چرا اینقده کثیفی مگر نمی دونی نظافت جزی از ایمانه با گریه گفت ! آخه من چکار کنم تقصیر من نیست من آسفالت ندارم اینکه زود به زود کثیف می شم ! گفتم اسفالت گجاست؟ گفت خیابون
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
دوشنبه ۱۳ مهر ۸۸
|
چرند وپرند سگی
ته کوچه مون (کوچه پاشا) که نزدیک کوره های آجر پزی مخروبه هست و چند وقت پیشا سنی های افغانی هر کدومشون با شونصد تا بچه زندگی می کردن و اونا رو چند وقت پیش اخراج کردن.
وحالا سگآ با چهلصد تا توله اسباب کشی کردن و اومدن بجاشون
و ما موندیم و این همشهری ها تازه وارد که فرهنگشون با ما فرق داره و چند سالی هست که فهمیدن اینجا خیلی شیر تو شیره و دارن میان....ادامه
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
سه شنبه ۲۱ مهر ۸۸
|
• عضلات صورت خود را فقط با 25 تومن تقویت کنید؟؟؟؟؟؟؟؟
بعضی وقتا واسه جلوگیری از شل شدن عضلات صورت و یا قوی شدن فک از راه های زیادی استفاده می کنیم یا اینکه وسیله های جور و واجور ورزشی و نرمشی می خریم و کلی هم هزینه می کنیم تا صورتمون خوش فرم بشه که موقع پیری افتادگی چین و چروک نداشته باشیم .
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
پنجشنبه ۳۰ مهر ۸۸
|
روز قیامت
روز موعود فرا رسیده بود. تمامی گسل های روی زمین به لرزه افتاده بودند و زلزله ای به قدرت بیست و هشت «ریشتر» تمامی کره زمین رو می لرزاند و ت می داد، بطوریکه نیمکره شمالی از نیمکره جنوبی کاملا جدا شده بود.
طوفانی به سرعت پانصد و پنجاه کیلومتر در ساعت، در کل سطح کره زمین در حرکت بود. باران و برف و تگرگ شدیدی می بارید و سیل و «سونامی» همه جا را زیر آب برده بود.تمامی آتشفشانهای دنیا بطور همزمان فوران می کردند و مواد مذاب را به هوا پرتاب می کردند.
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
سه شنبه ۲۴ آذر ۸۸
|
بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي کربلا.....
گویی آسمان و زمین هم در سوگ اند،در سوگ حسین(ع)!همه جا سیاه پوش شده و دسته جات عزاداری با علم و پرچم و چلچراغشان سینه چاک در انتظارند.سینه زنان آماده همدردی با زینب و کمک به سقای کربلا و آماده ملاقات با حسین (ع) شده اند.
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
یکشنبه ۲۹ آذر ۸۸
|
ارابه های مرگ
صدای کشیده شدن آهن بر سوهان انگار دلت را می خراشد بعد از آن شکستن شیشه همه رهگذران را مبهوت می کند و نگاهت به سمت صدا می چرخد همزمان با صدای شکستن شیشه صدای رعد مانندی در خیابان می پیجد و نگاه تو را مانند همه ئ نگاه ها میخ کوب می کند
نوشته:
محمود قاسمی
تاريخ:
چهارشنبه ۵ اسفند ۸۸
|