|
گذري در شهرستان آران و بيدگل / محله درب ريگ؛ دربي رو به تاريخ |
|
|
|
|
نوشته شده توسط بابافارس
|
|
گذري در شهرستان آران و بيدگل / محله درب ريگ؛ دربي رو به تاريخ وارد شهرستان آران و بيدگل كه شوي، محلههاي تاريخي زيادي روبرويت خودنمايي ميكند؛ محلههايي كه بيشتر آنها در منطقه بيدگل از اين شهرستان قرار دارند. يكي از اين محلهها، درب ريگ است كه به گفته معمرين و كارشناسان اين شهرستان، يكي از پر جمعيتترين و با وسعتترين محلههاي اين منطقه است، به اين معنا كه از طريق محله درب ريگ ميتوان به محلههايي چون ويرانه، هاشميه و يزلان راه پيدا كرد..
با ورود به محله درب ريگ و مشاهده بافت تاريخي آن، اين سئوال كه وجه تسميه اين محل از كجا نشأت گرفته ميشود، در ذهن ميآيد. براي رسيدن به پاسخ اين سئوال، گفتههاي عباس ملكي، كارشناس اداره ميراث فرهنگي آران و بيدگل ميتواند راهگشا باشد: اين محل از آن جهت كه از طرف شرق به بندريگ (تلهايي كه به هم پيوسته هستند) متصل ميشود و از طريق يك دروازه به ريگزارها ميتوان دست پيدا كرد، به محله درب ريگ شهرت پيدا كرده است.
تابلوي محله درب ريگ روبرويمان خودنمايي ميكند. اينجا همان مكاني است كه يكي از بناهاي قديمي كه سبك معماري و قدمت آن به دوره صفويه بر ميگردد، به چشم ميخورد. در كنار بناي آب انبار محله درب ريگ كه در ابتداي ورود به اين محله توجه هر بينندهاي را به خود جلب ميكند، سنگ نوشتهاي قرار دارد كه بر روي آن به تاريخچه و سبك معماري بنا اشاره شده است كه با خواندن آن ميتوان به قدمت صفوي بودن آن پي برد. از ميدان درب ريگ ميتوانستيم به راه پله آب انبار و پا شير آن راه پيدا كنيم؛ بخشي كه داراي سر در بسيار زيبايي است كه با لقب كتيبهاي سنگي در آن، اين موضوع را براي هر بينندهاي حكايت ميكند كه در دورههاي قبل، افراد خيّري اقدام به مرمت و تعمير اين آب انبار كردهاند.
يكي از زيباييهاي اين آب انبار، اتاق كوچكي است كه به نام تربه در ميان اهالي محل شهرت دارد و در بالاي راه پلهها تعبيه شده است. به طوري كه با بالا رفتن از اين مسير، ميتوان به اين نمازخانه راه يافت.
وجود چند بادگير زيبا و بلند بر بالاي اين آب انبار هم زيبايي خاصي را به فضا بخشيده است؛ بادگيرهايي كه اكنون بخشهايي از آن بر اثر مرور زمان خراب شدهاند.
با نگاهي به مصالح اصلي به كار رفته در اين آب انبار، اين واقعيت مشخص ميشود كه عمده تركيبات به كار رفته در ساخت آن، از خشت و آهك است و اين در حالي است كه بسياري از آب انبارهايي كه قدمت آنها به زمان صفويه و پيش از آن بر ميگردد، عمده مصالح به كار رفته در آنها از سنگهاي متنوع بوده كه وجه تمايز اين آب انبار با آب انبارهاي ديگر در استان هم همين موضوع است.
در مخزن اين آب انبار، چهار چشمه ديده ميشود كه بار سنگين سقف آن از طريق ستونهاي سنگي حجاري شده نگه داشته ميشود. به گفته كارشناسان ميراث فرهنگي اين شهرستان، اكنون آب اين بنا در روزهاي خشكي و كم آبي مورد استفاده ساكنان محل و محلههاي ديگر قرار ميگيرد.
يكي از گذرهاي اين شهر با ساباطهاي بسيار قديمي كه هنوز با ديدن آن شكوه و عظمت زمان صفوي جلوي چشمان هر بينندهاي پديدار ميشود، آدمي را به زمان قبل بر ميگرداند. در اين گذر، خانههاي تاريخي با تزئينات دورههاي مختلف از جمله قاجار و صفويه وجود دارد كه اكنون درون تعدادي از آنها ساكناني زندگي ميكنند كه زندگيشان را با تاريخ گذشتگان خود گره زده و با سكونت در اين خانهها قصد زنده نگهداشتن ياد اجدادشان را دارند. اينجا همان جايي است كه زنان و مردان با پوششهاي خاص محلي پشت دار قالي مينشينند و از اين طريق امرار معاش ميكنند. مرضيه كه 82 سال از بهار زندگياش ميگذرد درباره قدمت خانه تاريخي كه در آن زندگي ميكند چنين ميگويد: اين خانه يكي از قديميترين بناهاي محل است كه بعد از خانه پارسا به عنوان زيباترين بنا از دوران قاجار باقي ماندهاست.
وي كاملاً به ياد دارد كه در سالهاي بسيار دور كه ساباط و گذر تاريخي كه در اين محل وجود دارد، از طريق آن ميتوانستند به خانههاي ديگر راه پيدا كنند، اما اكنون ديگر از آن كاربري اصلي هيچ خبري نيست.
مرضيه در لابهلاي صحبت هايش به تخريب حسينيهاي هم اشاره ميكند كه در سالهاي گذشته رخ دادهبود و اكنون به جاي آن، حسينيه ديگري با سبك و معماري خاص تعبيه شده است.
گفتههاي اين زن به اظهارات محسن محمدتبار، يكي از كارشناسان ميراث فرهنگي شهرستان آرانوبيدگل بسيار نزديك است كه ميگويد: ساختمان اصلي اين حسينيه در دوران گذشته كاملاً تخريب شده و به جاي آن ساختمان ديگري با سبك معماري سنتي و قديمي زمان صفوي احداث كردند. باني اصلي اين حسينيه، حاج علي محمد رحيمي بنّا است و امروز منبر چوبي و منبتكاري شده اين بنا زبانزد خاص و عام است كه در بالاي آن عبارت: “وقف بر حضرت ابيعبدا... الحسين (ع)“ كندهكاري شده كه به زيباترين وجه ممكن جلوهنمايي ميكند.
گذر تاريخي اين محل، روزگاري محل تردد بازرگانان و تجاري بود كه از كشورهاي مختلف به اينجا ميآمدند و كالاهاي خود را به فروش ميرساندند. اكنون مردم محل بدون آنكه از قدمت اين ساباط و گذر تاريخي مطلع باشند، در زير آن تردد ميكنند و يا كودكان اين محل را براي بازيهاي خود انتخاب ميكنند. بر اين اساس برخي از كارشناسان، انتقادات خود را نسبت به شيوه نگهداري اين محل تاريخي به شيوههاي مختلفي بيان كردهاند. مريم قاسمي، دانشجوي كارشناسي ارشد رشته معماري، ديدگاه جالبي در اين زمينه دارد: امروز بسياري از اهالي محل از ارزش اين اثر تاريخي بي خبرند، چرا كه اگر از تاريخچه اين ساباط و گذر تاريخي مطلع بودند، در جهت حفظ و نگهداري از آن تلاش ميكردند و هيچگاه اجازه نميدادند اين مكان به عنوان محلي براي بازي كودكان استفاده شود. با هر ضربهاي كه كودكان با توپ به اين بنا وارد ميكنند، خشت خشت آن ضربه ميبيند و اكنون اگر با دقت به ديوارهاي كاهگلي نگاه كنيم متوجه تركهاي بسيار باريك ميشويم كه البته از نگاه ما دور مانده است.
در اين محل، همچنين دو باب حمام قديمي وجود دارد كه يكي از آنها به رئيسه و ديگري به حاج محمد شهرت دارد. البته قدمت حمام حاج محمد بيشتر از حمام رئيسه است. اگر چه در سالهاي بسيار دور، كاشيهاي قديمي حمام حاج محمد را با كاشيهاي جديدي جايگزين نمودند.
بر ديوار غربي حمام، اشعاري ديده ميشود كه داراي مفاهيم جالبي است: دادم از گردش اين چرخ فلك/ كه نكرده به يكي شخص وفا/ حيف و صد حيف از آن قامت سرو/ كه در اين باغ در افتاد ز پا. از اين اشعار اينگونه ميتوان برداشت كرد كه محله درب ريگ در دوران قبل از صفويه، باغ بزرگي بوده كه در آن درختهاي چنار و سرو با تنههاي بسيار قطور وجود داشت كه البته امروز ديگر هيچ نام و نشاني از آن باغ شنيده و يا ديده نميشود.
البته ناگفته نماند كه در اين محل، خانه تاريخي پارسا، امامزاده علي اكبر و چندين مسجد تاريخي نيز وجود دارد كه هر يك از آنها در جايگاه خود از زيباييهاي خاصي برخوردار است.
|