| شرحی بر یک تابلو نقاشی |
|
|
|
| نوشته شده توسط بابافارس | ||||||
|
در بین سالهای 1310 تا 1320 (ه .ق ) دو نفر عکاس تهرانی که علاقمند به کار عکاسی مستند بوده اند به روستای مرق کاشان میروند تا از فضای روستا ، مردمانش و زیارت بقعه ی بابا افضل عکاسی کنند . آنها هنگام ظهر برای صرف نهار به قهوه خانه ی روستا می روند و در آنجا پیر مردی را می بینند که بعد از خوردن نهار در حال پُک زدن به چپقش است ، از او عکسی به یاد ماندنی می گیرند وبعد به تهران باز می گردند .
کلمات کلیدی:
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
| در منى و اينهمه ز من جدا با منى و ديده ات بسوى غير غرق غم دلم به سينه مي تبد با تو بيقرار و بى تو بى قرار شادى و غم منى به حيرتم خواهم از تو... در تو آورم بناه كفتى از تو بكسلم...دريغ و درد رشته وفا مكر كسستنى است؟ بكسلم ز خويش و از تو نكسلم عهد عاشقان مكر شكستنى است؟ شعله ميكشد به ظلمت شبم آتش كبود ديدكان تو ره مبند ... بلكه ره برم به شوق در سراجه غم نهان تو! __. |