|
نوشته شده توسط بابافارس
|
|
نيمنگاه تعريف عدالت خداوند رحمت كند همة رفتگان را! شادروان استاد «ايرج قريب» يك بار گفت: «عجبروزگاري است كه فقرا بايد ماليات فقر خود را به اغنيا بدهند! » و وقتي پرسيدم: «چگونه؟» پاسخ داد: «بسيار ساده! من چون توان خريد يك خانه كوچك ندارم و مستاجر هستم، بايد ماليات عدم توانايي مالي خود را، با عنوان اجاره ، به مالك كمسوادي بدهم كه چندين آپارتمان دارد.
!
من بايد تمام روز كار كنم تا او بتواند با آسودگي ، به اتفاق خانواده، در خيابانهاي اروپا و آمريكا ، يا لبنان قدم بزند!» بنابراين مجموعه قوانين انساني نيز نه تنها متضمن عدالت اجتماعي نيست، بلكه غالباً به بيعدالتيها دامن ميزند و مردم هم ناچار از پذيرش آن هستند. بر طبق قانون دارندة اتومبيل چند صد ميليون توماني، در صورت تخلف در رانندگي، همان مقدار جريمه ميپردازد كه مالك اتومبيل قراضه مسافركش! برابر قانون، ما دزد را مجازات ميكنيم و قاضي از وي ميپرسد: «اقرار ميكني كه چند بار دست به عمل زشت دزدي زدهاي؟» ولي هيچگاه از او نميپرسد كه: «برادر ، چرا دزدي كردي؟» تا فرياد بزند: برادر ، به دليل فقر، احتياج، گرسنگي، شهريه فرزندان، بيماري همسر، و واژههايي از اين دست كه ثروتمندان با آنها مأنوس نيستند! شاعر طنز پردازي چه خوب سروده است:
گر صاحب زور و مالك زرباشي
حرف تو حساب است، ولو خرباشي!
اين گونه گفتارها و لطيفههاي طنزآميز، در حقيقت نه براي خنده ، كه فرياد درخواست عدالت است.
عدالتي كه قانون به نفع صاحبان زر و زور تعريف كرده است! و من باور نميكنم كه تا اين كره خاكي برگرد محور كج خود ميگردد، در هيچ نقطه از دنيا به راستي عدالت اجرا شود، چرا كه، نخستين گام بيعدالتي را طبيعت از ابتداي تولد برداشته است، و انسان نيز جزيي از طبيعت و مقهور بازيهاي روزگار است.
آيا حالا ميتوانم از انديشمندان بپرسم كه: حقيقتاً تعريف «عدالت» چيست؟! حسن شيدا
|