پاتوق دختر پسرا روزنامه ی اینترنتی بادرود خاطرات و دست نوشته هاي شما ناگفته هاي رابطه زناشويي مجموعه قوانين و مقررات حقوقي - جزايي    

« سد معبر عابران | صفحه اصلي | جمعه مورخ 05/06/1389 »
 

تبليغات

  سنت ها محترمند اگر...

موضوع: معضلات

سنت ها محترمند اگر...

هرچند مقاومت و مبارزه در برابر برخی آداب و رسوم منفی نهادینه شده در جامعه ممکن است با عکس العمل شدید جامعه به ویژه سنتگرایان مواجه شود ولی بر نسل جدید است که درپی تغییر این آداب و رسوم برآیند

برای نمونه در امر مقدس ازدواج، جامعه بادرود با کلکسیونی از آداب و رسوم بدون پشتوانه اخلاقی و علمی و عقلی روبرو می باشد. سنت کمرشکن مهریه و جهیزیه در بادرد، هر عروسی ای را برای بستگان عروسی به عزا تشبیه می کنn.... در ادامه


احترام به آداب و رسوم هر جامعه، وظیفه اصلی هر شهروندی می باشد. آداب و رسوم و سنت هایی که سینه به سینه از گذشتگان به نسل ما انتقال یافته اند و هر کدام حکمت و فلسفه خاص خود را دارند. این آداب و رسوم بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی هر دوره بنیان گذاشته شده اند و قریب به اتفاق آنها توانایی انطباق با نیازهای رو را هم دارند. در این بین وجود برخی آداب و رسوم عجیب و غریب و بدون توجیه منطقی باعث رنجش برخی افراد و بویژه نسل جدید می شود؛ نسلی که برای انجام هر عملی به دنبال فلسفه آن است، نسلی که هر رسم و سنتی را وحی منزل نمی داند که بدون چون و چرا آن را بپذیرد، نسلی که عقلانیت را پیشه کرده و تقلید و تعصب کورکورانه و چشم به هم چشمی را راهنما و منجی زندگی خود نمی داند.

هرچند مقاومت و مبارزه در برابر برخی آداب و رسوم منفی نهادینه شده در جامعه ممکن است با عکس العمل شدید جامعه به ویژه سنتگرایان مواجه شود ولی بر نسل جدید است که درپی تغییر این آداب و رسوم برآیند و بی دلیل مروج و تداوم بخش این آداب و رسوم ناپسند برای نسل بعد نباشد. البته برخی از این آداب و رسوم منفی در گذشته به شکل دیگری بوده اند که به مرور زمان و تغییر ماهیت اصلی آنها، کارکرد اصلی خود را از دست داده اند ولی هنوز در جامعه مقبولیت خود را حفظ کرده اند.

برای نمونه در امر مقدس ازدواج، جامعه بادرود با کلکسیونی از آداب و رسوم بدون پشتوانه اخلاقی و علمی و عقلی روبرو می باشد. سنت کمرشکن مهریه و جهیزیه در بادرد، هر عروسی ای را برای بستگان عروسی به عزا تشبیه می کند. خرید کلیه مایحتاج زوجین، از سیر تا پیاز، شاید برای خیلیها از جمله خود بنده در وهله اول امر مطلوبی باشد، ولی اجرای این سنت برای خانواده هایی که استطاعت مالی ندارند، را چگونه می توان توجیه کرد؟؟؟در اینکه خانواده باید با حمایت از فرزندان راه را برای شروع زندگی برای زوجین باز کنند، هیچ شکی نیست ولی آیا با این استنباط بنده موافق نیستید که حتی بر فرض استطاعت مالی خانواده ها، زوجینی که بدون هیچگونه تلاشی به سطح مطلوبی از رفاه دست یافته اند و ره چندساله را یک شبه پیموده اند، قدر داشته های خود را ندارند و فرهنگ رسیدن به خواسته ها و آرزوهای بلند در کوتاه مدت و بدون تلاش در آنها نقش می بندد. کدام عقل سلیمی می پذیرد به بهانه حمایت از فرزند، 10 مدل قوری، 12 مدل کتری، 10 دست قاشق و چنگال، 20 مدل ظروف چینی و ملامین و کریستال و ...، 20 مدل قابلمه و صدها وسیله خریداری شود که بسیاری از آنها تا پوشیدن کفن نیز مورد استفاده زوجین قرار نمی گیرد.

بدتر از همه اینها، برگزاری نمایشگاه جهیزیه و دعوت از عالم و آدم برای رویت وسایل شخصی و عمومی عروس و داماد گرفته تا اعلام مارک های مندرج در چینی و کریستال و مقایسه آنها با جهیزیه همسایگان و فامیل بیش از هر چیزی عرق شرم را بر پیشانی هر شهروند جاری می کند...

متاسفانه احساس تکبر و غرور برخی از متمولین و در پاره ای از موارد بی بضاعت هایی که داعیه سروری دارند، باعث شده عرق شرم خانواده های بی بضاعت و بدون استطاعت مالی را از یاد ببریم و رسم نمایش عمومی جهیزیه را که از زشت ترین رسومات ممکن می باشد را بدون هیچگونه توجیهی بسط و گسترش دهیم و خیالی برای متوقف کردن این فرهنگ غلط نداشته باشیم.

اگر بی حجابی دارای آثار سوء اجتماعی است، اگر حضور ارکستر در عروسی برای جوانان مخرب است، اگر دزدی و زنا یک عمل ناپسند اجتماعی است، شک نکنید وجود چنین آداب و رسوم غلطی در زمینه ازدواج بویژه مهریه و جهیزیه، آثار به مراتب مخرب و منفی تری دارد و به جاست متولیان فرهنگ و شهروندان عزیز برای تغییر این فرهنگ آستین بالا بزنند.شاید اگر یک بار خودمان را به جای خانواده ای بگذاریم که استطاعت مالی برای خرید جهیزیه کامل فرزندشان را ندارند و برای حفظ آبرو و حیثیت خود دست به دامان هرکس و ناکسی می شوند، هضم این مسئله برایمان آسانتر میشود.

با نظرات

منبع: کویر بادرود

کلمات کلیدی : بادرود، شهر بادرود، رسومات غلط در شهر بادرود، جهیزیه، مهریه

سنت ها محترمند اگر... - 8 نظر 

نویسنده: تتغاریشنبه 6 شهریور1389 ساعت: 20:40سلام مطلب بجا و درستی را اشاره فرمودید. بجاست ماهنامه فاخته مطلب شما را در شماره جدید خود منتشر نماید . با تشکر

--------------------------------------------------------------------------------
کویر بادرود: سلام ممنون از ابراز محبتتون! خوشبختانه استاد بزرگ بنده جناب آقای نقدی به بنده افتخار داده اند و برخی از مطالب بنده را در شماره های اخیر درج کرده اند ولی ممنون میشوم اگر ایشان منبع کویر بادرود را هم در ذیل مطالبشان ذکر کنند!نویسنده: بی نام و با نامیکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 8:36سلام
یه نکته کوچیک رو میخوام عرض کنم
سعی کن مطالبت رو کوتاهتر کنی که ایجاد خستگی نکنه هرچند اونقدر تبحر دارین که با نوشته هاتون خستگی رو از ما خوانندگان میگیری ولی در نگاه اول پستی با این همه حجم ادم رو گاها مجبور به نخوندن میکنه

--------------------------------------------------------------------------------
کویر بادرود: سلام در این مورد حق با شماست ولی واقعاً در بعضی از مطالب اگر کوتاه باشه حق مطلب ادا نمیشه و مبهم میمونه! ولی من حتما سعی میکنم نوشته های بعدیم کوتاهتر باشه چون به قول شما تو نگاه اول رغبتی برای آدمک نمیذاره که بخونهوب سایت نویسنده: ح.نیکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 10:17هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند! حرفاتون به دل آدم می چسبه چون دارین حرف دلتون رو میزنیننویسنده: حبیب ضیغمییکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 10:40سلام ، وقت عالی ، متعالی.
ماه ها به انتظار چنین مطلبی بودم. شاید کمتر جوانی این حرفها را بزند . یادم می آید در یکی از این نمایش ها که توسط پرهام فیلم بر روی صحنه رفت، خیلی از این آیین و رسوم غلط رو زیر سوال و چالش بردیم.(جادوی کامبیز) اما یه چیز دیگه . خیلی از جوانان بادرودی هستند که خارج از شهر یا استان دارند به نظام خدمت می کنند . چند سالی دور از شهر هستند و هر از گاهی 2 یا 3 روز بیشتر فرصت یا مرخصی ندارند که در دیار خود بمانند . یکی از اونا بنده هستم که 4 ساله خارج از استان چه برسه به شهر خود هستم . امسال به دلیل ارتقای پست سازمانی و شغلی یه جورایی تحت فشار ازدواج هستم. اما اصل مطلب-( شما موقعی که 4 سال دور از شهر هستید چگونه می توانید دختر مورد نظر خود را انتخاب کنید آن هم ظرف مدت 2 روز مرخصی که خود هزار کار برات پیش میاد(از دیدن خواهر و برادر گرفته تا کارهای دیگه)-مگه میشه توی خیابون و کوچه ها دور زد و دختر رو توی کوچه پسندید. این هم کار اشتباهی! خب اینم اشتباست. خواهر و برادر و آشنا و فامیل هم که معرفی می کنند باید دید تا پسندید. خب خونه مردم هم نمیشه رفت . شاید نپسندیدی و فردا هزار حرف توی دهن مردم و نقل محافل و مجالس. اونم اگه شناس باشی و حداقل نصف شهر بشناسند.اگه اون دختری که خانواده معرفی کنه نتونه توی این فرصت ببینیش ، اون وقت چی؟وقت زیادی ندارم وگرنه خیلی زیاد از فرهنگ خودمون و نوع انتخاب همسر و آغاز زندگی با دارام دورون براتون می نوشتم . چاره چیه ؟نویسنده: بت شکنیکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 14:50این مردم شهری که ماداریم خوب هستند فقط اکثرمادران شهر فکرمیکنند که اگرجهیزیه بیشتر بدهند دخترشون خوشبخت میشه یه مادری به دخترش 20 قوری داده بوه
جون آفای 2030 راست میگمنویسنده: دختربادرودییکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 15:31سلام
ممنون
از میون تمام وبلاگهای بادرودی به جرات میتونم بگم بهترین وبلاگ رو دارید .
خسته نباشید .
من هم تا کنون چندین و چند بار به این رسم مزخرف ازدواجی که تو بادرود هست اعتراض کردم تنها جوابی که شنیدم این بوده که " برو بابا ... مردم چی میگن ؟؟!!! " و نهایت جوابشون " تو هر وقت شوهر کردی جهازت رو نچین ! نذار کسی ببینه و ... "
من هم تصمیم گرفتم موقع عروسی این رسم مزخرف رو بردارم شاید حرف و حدیثهایی که قراره گفته شه پشت سر من گفته بشه و تموم بشه ...!!! بلکه بقیه راحت شن !

--------------------------------------------------------------------------------
کویر بادرود: اول بابت ابراز لطفتون ممنونم مطمئنا بنده شایسته اینهمه تعریف جنابعالی نیستم! مطمئناَ آغاز یک راه کار مشکلی است ولی انسان بزرگ کسی است که بر خلاف جریان اب شنا کنه وگرنه ماهی مرده هم در جریان موافق اب میتونه حرکت کنه! اگر ما بتوانیم خودمان را تغییر بدهیم بی گمان در تغییر فرهنگ جامعه سهیم خواهیم بود تلاشتان ستودنیست!نویسنده: بی نام و با نامیکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 15:49مشکل ما اینه که فقط تو عرویسی هامون مشکل نداریم
عزامون بدتره
مادربزرگم بعضی اوقات یه سری بشقاب میاره میگه این مال جهیزیمه
بعد من نگته که میکنم میبینم اولین باره که داره استفاده میشه. بهتر نیست جای این همه چرت و پرت پول اون رو به خود عروس و دوماد داد که زندگیشون رو بهتر بسازن نه اینکه دختر الان 10 سالشه جهیزیش کامله. بعد تا ازدواجش همه وسایلش خز و دمده میشهوب سایت نویسنده: ممممممیکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 16:53واقعا به جا گفتی .... اما ناگفته نماند ما هم چشم و هم چشمی میکنیم
 X




ارسال نظر

(توجه داشته باشيد كه نظرات شما بعد از تاييد مسئول سايت در سايت قرار مي گيرد.)

  نوشته: محمود قاسمی    تاريخ:  یکشنبه ۷ شهریور ۸۹